باران مي بارد و سنگين نشسته ام
سبك ميشدم اگر دلم از جنس ابر بود
بشكن، مچاله كن ،بندبزن، خط بزن
خلاصه راحت باش...
ارث پدرت كه نيست !
دل تنهاي من است ...!!
دلم گرفته از همه آدما
دلم گرفته از اين دنيا
دلم حتي از خودم هم گرفته
آخه چرا من ؟ يعني من انقدر بدم ؟
خسته شدم ! واقعا خسته شدم
ديگه بريدم ،كم آوردم
صبركن سهراب !
گفته بودي قايقي خواهم ساخت !
قايقت جادارد ؟!
من هم از همهمه اهل زمين دلگيرم...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۰ ساعت 12:11 توسط بابا مجید
|
