برای خندوندن نفسم اکرم بانو
چند جمله كه شايد براي شما هم پيش آمده باشد
سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید، میگه پیاده میشی؟ نــه میخوام باد لاستیکا رو چک کنم
**********
رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای ؟ نــه برا سردردش میخوام
**********
دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟ نــه خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیم
**********
کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟ نــه ـ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم
**********
داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم. اومده میگه جدی حال میده؟ نــه اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم
**********
تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می خوای گاز بزنی؟ نه میخوام لیس بزنم
**********
رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟ بریز به حساب حزب الله لبنان
**********
رفتیم غار علیصدر، به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه؟ نــه بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!
**********
با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم صف 40 متری نوبتم شده. یارو میگه نون می خوای ؟ نــه تا الان قطار بازی می کردیم واگن آخرم بودیم

